نیت بخشیدن است تا چه پیش آید

کینۀ من از اون واسه این بود که من اون موقع جوونتر و بی تجربه تر بودم و از اون رفتارش خیلی ناراحت شدم

ولی حالا که فکر می کنم زیاد حرف بدی نزده بود

فقط حالا کینه ام بیشتر شده چون زمان این چند ساله ، لایه لایه روش رسوب کرده

هرچند کلمات و قصه درست یادم نیست اما هنوز غصۀ اونروز رو حس می کنم

 

و ناگهان موجی از آگاهی مرا غرقه کرد :

ولی من هم با چند سال بی محلی بهش یه حس حقارت زیادی دادم

شاید دیگه بسته ، این به اون در شده

ولی کاشکی معذرت میخواست ، چرا هیچوقت عذرخواهی نمی کنه ؟؟؟

شاید دیگه وقتشه ، قبل از اینکه گندشو دربیارم ، فقط اگه یه سر سوزن انرژی پیدا کنم ، دست از این بی محلی وردارم

شاید یکی از هفت تا گرۀ کوری که به زندگیم افتاده خودم هستم

***

یه کشفی کردم ، ترکیب کدئین و ادالت کلد رو من همون کار قرصهای توهم زا رو میکنه ، فقط فاز منفی میده ، به نحوی که چارتا چارتا خواب بد می بینم اونم بدون آنتراکت :

اول خواب دیدم یکی از اعضای خانواده مرده

بعد دیدم یه چیزی به خاله م گفتم بهش برخورد ، کل فامیل به نشانۀ اعتراض خونه مونو ترک کردن ، فقط نمیدونم دختر عمه م اون وسط چیکار میکرد که اونم به نشانۀ اعتراض با من خداحافظی نکرد

بعد خواب دیدم تو تعمیرات خونه ، یه لولۀ فاضلاب کلفت از وسط کمد من کشیدن !

دیشبش هم خواب دیده بودم تمام اعضای داخلی بدنم کرم گذاشته و تنم پر از تخم کرم شده بود ، به نحوی که فقط 3 تا کرم چاق سفید رو از توی دهنم تف کردم بیرون

پریشبش هم خواب دیدم بابام من و خواهرم رو برده بود تله کابین و توی یکی از ایستگاهها که مساحتش حدوداً 2 متر مربع هم نمیشد پیاده شدیم ، بابام از اون همه ارتفاع (که حتی زمین دیده نمیشد) پرید پایین و خودکشی کرد و ما متأثر و مبهوت موندیم که چرا ؟! و چرا اصلاً ما رو آورده بود اینجا ؟! توی اون برف و سرمای کشنده نه راه پس داشتیم نه راه پیش چون تله کابین رفته بود و دیگه نمی اومد ، طوریکه هر لحظه وسوسه میشدم خودمو پرت کنم پایین یا بیخیال خواهرم شم و به روش صخره نوردان و بدون تجهیزات از اون کوه تقریباً عمودی یخ رده بیام پایین !!!!!!!!!!!!!!!!! ولی آخرش به مانند "هالک" طناف تله کابین رو بسیار کشیدیم تا کابینش رسید به ما و سوار گشته نجات یافتیم نیشخند

 

بذارید خودمو روانشناسی کنم : ترس از مرگ ، قهر ، آلودگی و بی مبالاتی ، کرم ، ارتفاع

***

پیوست : از اینکه بهتون سر نمیزنم فقط میتونم بگم معذرت میخوام ، می ترسم وقتی برگردم که دیگه آدرس همتون عوض شده باشه ، ولی بدونید به فکرتون هستم زیاد .

/ 6 نظر / 22 بازدید
سوسن

چه وحشتناك [ناراحت]

ساحل مهربانی

منم ازت قدیما خیلی ناراحد بودم نمی دونم ب چه دلیلی ولی الان بخشیدمد بیا بخلم [بغل]

ساحل مهربانی

خابات منو به یاد هری پاتر میندازه [پلک]

السا

[بغل]

بهراد

قرصا باگ داره لابد. [پلک]