زلزله کرمانشاه(ازگله) یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 21:48 با بزرگی 7,3

امشب خواهرم گفت از تلویزیون دیده چه ترافیکی شده کرمانشاه! همه رفتن برای کمک به زلزله زده ها، زمان زلزله بم اینطوری نبود.

گفتم زمان زلزله بم، تلویزیون بیشتر مراکزی در شهر رو نشون میداد که کمکهای مردمی رو جمع میکردن تا به زلزله زده ها برسونن.

مثلا یه صحنه ای که اونروزا متاثرم کرد، عروسکی بود که اهدا کرده بودن و یه یادداشت چسبونده بودن روش: "به عروسکم وقتی بزرگ شد اسم من رو یاد بده- امضا فلانی". ولی بعدها که یادش میفتم نمیتونم خودخواهی چسبیده به این ازخودگذشتگی رو ببینم و چندشم نشه. باید اسمت همیشه یاد اون زلزله زده بدبخت بمونه که مبادا حس کنه عروسک واقعا مال خودشه؟!

بگذریم به این نتیجه رسیدم که در زمان بم مردم به اینا اعتماد داشتن ولی الان هرکی یه وانت میگیره و خودش راه میفته، چون نمیتونه اعتماد کنه کمکهاشو بده به اینا، می ترسه بجای مستحق واقعی به کس دیگه ای برسه!

اینم از درس امشب نیشخند

و اینم دعای امشب: خدایا پرشین بلاگ رو مستدام بدار، ما اینجا مو سفید کردیم، مپسند که آواره بشیم. انگار اینروزا اصلا مشتری نداره، این ساعتهام که فقط یکنفر پست میذاره اونم منم! احساس میکنم اخرین بازمانده دنیا تنها در بیابان هستم. از نظر فنی هم که یکی از مشکلاتش اینه که پستها رو نمایش نمیده مگر با عوض کردن قالب!

 

یکشنبه 28 ابان 96

ساعت 4:33 صبح

/ 0 نظر / 31 بازدید