8/3/93

امروز اینجا 10 ساله شد !

انگار همین دیروز بود که راش انداختم . با چه آرامش و ذوق و احساسی !

نمیخوام به این فک کنم که 10 سال دیگه کجام .

مرسی از "پرین" ، از همه تون ، همه پایه ثابتا ، گذریها ، یواشکی خونها ، ریدریا ، "عروس خانوم" ، همه کساییکه از من بی وفایی دیدن ولی هنوز همیشه یا گاهی یادی ازم می کنن و مرسی از "خانواده محترم رجبی" نیشخند

میگن آدم قدر چیزایی رو که داره نمیدونه ، پس من که قدر شمارو میدونم ، ندارمتون عایا ؟ سوال ابله شایدم این تناقض از اونجایی پیش میاد که شما چیز نیستین خنده

 

یکی از فانتزیام اینه که یروزی اوایل تابستون نوه م (ترجیحا دختر باشه) شروع کنه به خوندن این وبلاگ و برای تک تک پستام کامنت بذاره ، منم که اون دنیام و دارم شر*اب یا شیر یا عسل یا یه همچین چیزایی میخورم ، خلاصه باهاش کلی بگیم و بخندیم . البته امیدوارم به نوشته ها و راهکارهای بدجنسانه من گوش نده شیطان

خودم که خیلی دوست داشتم نوشته های روزانه مادربزرگم رو پیدا میکردم و واسش نظرات گهربارم رو گسیل میداشتم و بهش راهکار نشون میدادم و به خودم می گفتم بنگر زندگی هر کوفتی بوده بالاخره بگذشته یول

 

خلاصه حالا یا دارمتون یا ندارمتون ولی دوستون دارم قلب

/ 2 نظر / 19 بازدید
پرین

[خجالت][لبخند][چشمک]

ساقی

تبریک تبریک تبریک